Pars Daily News
Families are concerned, prisoners are discontented and officials are in silence. This has been the situation since female political prisoners in Rajayi Shahr Prison in Karaj were transferred to a State Security Forces Detention Center in the desert area near Varamin…
Like the Kahrizak Detention Center (notorious ‘death camp’ which was closed down by officials after a number of protesters were killed including the son of a former regime official) Qarchak prison is under the responsibility of the SSF and this is what increases concerns: the rebirth of another Kahrizak.
Naseh Faridi, the spokesman of the Student Committee in Defense of Political Prisoners said in this regard, “Qarchak Prison in Varamin is under the control of the SSF and like Kahrizak, is located in the outskirts of Tehran. The SSF does not answer to relevant (prison) officials and the human catastrophe that took place in Kahrizak can happen again with this method under the responsibility of the State Security Forces in Varamin”.
Mr. Faridi who was a constructional engineer in Iran says that even construction workers could not tolerate working conditions in Qarchak Prison.
“Before I left Iran, I was offered work in Qarchak as a contractor. Despite the fact that I was not able to do the work, I did see the physical map of Qarchak. This prison is in the heart of a hot and barren desert which is very hot (in summer) and extremely cold in winter. My friends who worked there compare it to hell and said that the conditions are (so bad) that a lot of contractors were not able to work there”.
Now, at least 200 female political prisoners are detained in Qarchak…
The father of political prisoner Shabnam Madadzadeh who is detained in Qarchak said, “They (Shabnam’s mother and sister) visited her for eight minutes and Shabnam said everything she could about prison conditions in this eight minutes. Even if she had not said anything, we know that the prison does not have good conditions. They have packed 300 people in a few warehouses. They have no water and fresh air time and they are packed together like chickens. Every 10 people might only have one meter of space. Before (she was transferred here) when we went to see Shabnam she talked well (and was in good spirits) but yesterday when I talked to her for only one minute, I wished that I had not heard her voice”.

در زندان قرچک، «به هر ده نفر شايد يک متر جا برسد»

انواده‌ها نگران ، زندانيان، معترض و مسئولان در سکوت‌اند. از وقتي زنان زنداني سياسي از زندان رجايي‌شهر به بازداشتگاه نيروي انتظامي در بيابان‌هاي اطراف ورامين منتقل شده‌اند، شرايط همين است...

زندان قرچک هم مثل زندان کهريزک در حوزه‌ي مسئوليت نيروي انتظامي اداره مي‌شود و اين همان چيزي است که نگراني‌ها را تشديد مي‌کند : بازتوليد کهريزک.

ناصح فريدي، سخنگوي کميته‌ي دانشجويي دفاع از زندانيان سياسي در همين زمينه مي‌گويد: «زندان قرچک ورامين در اختيار نيروي انتظامي است، مثل زندان کهريزک که در حاشيه‌هاي تهران قرار گرفته بود. نيروي انتظامي هم کوچک‌ترين انعطافي در جوابگويي به مسئولان ذي‌ربط ندارد و امکان دارد آن فاجعه‌هاي انساني که در کهريزک اتفاق افتاد با اين شيوه و با مسئوليت نيروي انتظامي در ورامين باز هم اتفاق بيفتد.»

آقاي فريدي که در ايران به مهندسي ساختمان هم اشتغال داشته مي‌گويد وضعيت قرچک به شکلي است که پيمانکارهاي ساختماني هم توان ماندن و کار کردن در اين زندان را ندارند :

« قبل از اينکه من از ايران خارج شوم، به عنوان پيمانکار ساختماني يک سري کارهاي اجرايي در قرچک به من پيشنهاد شده بود، هر چند که من نتوانستم آن کار را انجام بدهم اما نقشه‌ي فيزيکي قرچک را ديدم. اين زندان در دل بيابان‌هاي سوزان قرار گرفته و جاي بسيار گرم و در فصل سرما، ‌بسيار سردي است. دوستان من که در آنجا کار کرده‌‌اند،‌اين مکان را به جهنم‌دره تشبيه کرده و مي‌گفتند شرايط به شکلي است که حتا خيلي از پيمانکاران هم نتوانستند در آنجا کار کنند.»

حالا دست ‌کم ۲۰۰ زنداني زن در قرچک ورامين نگه‌داري مي‌شوند...

پدر خانم مددزاده از وضعيت او و ساير زنان در قرچک مي‌گويد:

«هشت دقيقه ملاقات داشتند و در اين هشت دقيقه شبنم از وضعيت زندان هر چه را بوده گفته. اگر هم او نگويد ما خودمان مي‌دانيم که زندان وضعيت خوبي ندارد. چند تا سوله است که سيصد نفر را آنجا ريخته‌اند. آب ندارند. هوا ندارند. براي هواخوري که بيرون مي‌روند،‌ مثل مرغ کنار هم هستند. به هر ده نفر شايد يک متر جا برسد. شبنم وقتي پيش از اين به ديدنش مي‌رفتيم يا با او حرف مي‌‌زديم با لفظ و زبان خوب حرف مي زد اما ديروز که به اندازه‌ي يک دقيقه فقط با من حرف زد،‌ بر من اثري گذاشت که اي کاش صداي او را نمي‌شنيدم.» (پارس ديلي نيوز – 22/2/90)


Post a Comment