Iran: Eleven prisoners executed in two days





Tuesday, 19 February 2013
http://www.ncr-iran.org/en/ncri-statements/human-rights/12906-iran-eleven-prisoners-
executed-in-two-days

NCRI - According to the clerical regime’s state-run media
reports, 11 prisoners were executed on February 16 and 17
in Shiraz, Zahedan, Sanadaj and Arak.
On February 17, three prisoners were hanged in Arak
central prison. Three other prisoners were also hanged
publicly on the same day in front of a terrified crowd in
هشتـم مــارس، روز جهـــاني زن 
به تمامي زنان ميهنم ايران مبارك باد.... 
به اميد روزي كه همين آخوندهاي مرتجع به دست زنان ايران ســرنگون شوند......به اميــد آن روز كه ديــر نيست!!!ـ



وضعیت اسفناک زنان در بلوچستان؛ زنان قربانی مذهب ارتجــاعي

زنان بلوچ قربانيان رشد روز افزون گرايشات مذهبي ارتجاعي در ميان مولويان بلوچ هستند که نفوذي مخرب و ويرانگر برزندگي مردم بلوچ دارند.گرچه سنت هاي انعطاف ناپذير مردسالارانه ي زن ستيز جزئي اززندگي بوميان منطقه است اما چيرگي و به قدرت رسيدن طالبان در افغانستان و پيوند هاي مذهبي اينان و رفت و آمد آسان بوميان منطقه به آن سوي مرز، تبعيض هاي مذهبي و سني ستيزي، ستم ملی،  فقر و عقب نگه داشته شدگي تحميلي از سوي دولت مرکزي سبب محکمتر شدن اتحادي است که حول حلقه مذهب پديد آمده و زنان بزرگترين قربانيان اين وضعيت هستند.
 آيين ازدواج دختران در کودکي (9 سالگي) پاس داشته مي شود و جلوگيري از بارداري گناهیست کبيره. بسيارند زناني که به خاطرآمار بالاي مرگ و مير نوزادان سالي 2 بار زايمان مي کنند. چند همسري نيزبه شرط رعايت عدالت؟؟؟؟ تقديس شده ي  دو سوي جبهه ارتجاع است طبق شريعت به شرط عدالت 4 همسر می توان اختیار کرداگر بدین سنت نیز ارضا نشوند راه گشوده ست ، اهل سنت صيغه نمي کنند لاجرم برای حل این معادله  يکي از زنان را می بايست طلاق داد و از آنجا که اکثر اين ازدواج ها جائي ثبت نمي رسد بدون هر گونه دغدغه طی سلسله مراتب اداری به آساني و با پرتاب 3 سنگ صيغه طلاق جاري مي شود. بسیارند زنان بلوچی که سالهاست با این سنت خو گرفته اند نه چون هاجره  که پس از ازدواجش پیش از سن بلوغ و سالها تحمل رنج ناباروری تجدید فراش شوهر را تاب نیاورد و هم اکنون در بیمارستان روانی زاهدان به زنجیر است.

سوغات آزادي بي قيد مردان انواع و اقسام بيماري هايي نظير HIV[2][2] ،هپاتيت BوC براي زنان است  و کمبود فلاکت بار امکانات بهداشتي و آموزشی است رنج توصیف ناپذیری بر زنان تحمیل کرده است. استان سيستان و بلوچستان داراي بالاترين درصد بيکاري و پايين ترين سطح بهداشت عمومي است. سوء تغذيه بيداد مي کند. خشکسالي هاي پي در پي کشاورزي منطقه را فلج کرده و اگر مرزها نيز براي قاچاق مواد مخدر و کالا بسته باشدـ تنها راه کسب درآمد آنان مسدود می شود تا جایی که در بعضی روستاها تنها چشم اميد به دريافت دو ماهي 30 هزار تومان از کميته امداد دارند سياستي که دولت براي وابسته نگه داشتن مردم فلک زده به خود به کار مي بندد .اعتیاد را نیز خود در کنار چنين وضعيت متصور شوید. چنين وضعيتي از روستايي به روستاي ديگر زجر آور تر و رقت بار تر است. مدارس تاسيس شده در روستا ها نیز روز به روز بیشتر در شرف انحلال قرار مي گيرند چرا که دیگربار تبليغات مولاناها دخترکان راهی مکتب خانه ها  مي شوند.
جمهوری اسلامی هيچ گاه نخواسته قدمي درراه ارتقاء سطح آگاهي و فرهنگ مردم اين منطقه بر دارد و خود به  نفوذ و رشد طالبانيسم در منطقه دامن زده و مگر رسالت ارتجاع جز گسترش آن است. تاسيس مدارس رسمي مذهبي در مساجد اهل سنت  در سطح استان که به سربازگيري جبهه ارتجاع از تمامي مناطق سني نشين ايران  مي پردازد و دختران و پسران بسياري را به کام خود مي کشاند اینان پس از طی  يک دوره 4 تا 7 ساله به عنوان" تبليغي" به پاکستان و افغانستان و حتي آفريقا برای تعلیم و ترویج آموخته هاشان فرستاده مي شوند.

ساکنان منطقه به خوبي از طرز لباس پوشيدن زنان بلوچ نتايج اين تحولات متحجرانه را شاهد اند .در سطح شهرهاي مملو از دانش آموخته گان مدارس مذهبي چادرهاي رنگارنگ و نازک بلوچي جاي خود را به سيا ه چادرهايي زمخت و روبند داده است.  شايد صحبت از حقوق انساني زن بلوچ براي آنان  خنده آور باشد جايي که ارتجاع داخلي شعائري چون تمکين از همسر وپدر ومولانا  سجده بر آنان را ترويج مي کند.
در شهری چون زاهدان که در مقايسه با ساير شهرهاي منطقه کلان شهري محسوب مي شود دختران نه وضعيتي همسان ونه کاملاً متناقض با آنچه که ذکر شد ، دارند. دختران در شهرها بسته به ميزان نفوذ مذهب در ميا ن اعضاء خانواده مي توانند درس بخوانند و به مدارج عاليه برسند و وارد بازار کار شوند  اما همه اين ها منوط به اجازه اي است که گاهاً به سختي از سوي پدر،برادر و شوهر صادر مي شود،اين دختران تحصيلکرده خيلي خوش شانس هستند اگر از کودکي به نام کسي نشده باشند و الا ممکن است مجبور به ازدواج با يک هم قبيله اي بي سواد يا کم سواد شوند.
ضديت با مولوي ها در ميان دختران تحصيلکرده بلوچ بسيار به چشم مي خورد که البته آشکارا جرات ابراز آن را ندارند. زناني که ديگر در يافته اند مذهب ارتجاعي ساليان سال زندگي خواهران ومادرانشان را تباه ساخته است.لیکن در اين جامعه قدسي مرد سالار زن ستيز  هرگونه حرکت در تحقق آرمان زنان حرکتي بر ضد مذهب (ارتجاعي) تلقي شده و بهاي گزافي بايد پاي آن پرداخت بنابراين نبود هر گونه تشکل باور نکردني نيست . اما همزمان با رشد مبلغين مذهبي زن افزايش حضور دختران بلوچ شهري در دانشگاه ها وافزايش رفت و آمد معلمين زن جوان به مدارس بخش هاي روستايي روندي اعتراضي در ميان زنان گرچه بسيار کند،را شکل داده است. دختران در شهرها راحت تر از سوي پدرانشان اجازه ادامه تحصيل مي يابند و وارد بازار کار مي شوند و در مقابل بسياري سنت هاي متحجرانه به آساني سر تعظيم فرود نمي آورند.
مهناز ، دانشجوي پزشکي بود که او را به زور پاي سفره عقد مردي نشاندند که به گفته خودش قاچاقچي و بي سواد بود ،مهناز اين زندگي را تاب نياورد اما زودتر از مرگ پدر نتوانست بگريزد و اکنون يکي از بهترين متخصصان کشور است.مهناز درست است که ديروز نه يک اقليت که تنها يک نفر بود امروزه هزاران نفر گشته ،اما این روند لاک پشت وار اعتراضي روزانه  قربانيان بي شماري می گیرد ،تحول همچنان منوط به تحول در سطح آگاهي و بينش مرد خانواده باقي مانده است کم نيستند دختران تحصيلکرده اي که بدون کسب اجازه از همسر حتي اجازه خروج از منزل را ندارند ودر برابر اعتراضشان  با منطق هايي چون "بيرون چه کسي منتظر توست" "هر چه مي خواهي در خانه برايت فراهم است" مواجه مي شوند.  نا گفته پيداست تا اين تحولات در آگاهي  کل مردم بلوچ چه زن و چه مرد صورت نگيرد مثمر ثمر نخواهد  اقدامات تک روانه هر زن گرچه بي تاثير نخواهد بود اما فقدان تاريخي  هر گونه تشکل سازمان يافته از سوي زنان تحصيلکرده و مترقي بلوچ مانع از گسترش موج اين مبارزات در سطح جامعه شده است  تا سنت زنده به گور کردن دختران در این دوران نیز  همچنان با قوت به حیات خود ادامه دهد........

بــله به اميد روزي كه اين زنان و اين دختران ستمكشيده براي آزادي و تحقق حقوق خود عصيان و شورش كنند ..... و تنها خود زنان هستند كه بايستي اراده كرده و آزادي و حقوق تاريخي خود را بدست آورند.... بله آزادي گرفتني است .... حق گرفتني است.... فقط بايستي اراده كرد و از يك نقطه خواست  و شروع كرد.... به اميد روزي كه آزادي كل زنان در ميهن مان را در روز جهاني زن جشن بگيريم....






تاریخچه مختصر روز جهانی  زن
  ( ۸مارس، ۱۸ اسفند )
يکی از روزهایی كه مردمان مترقی جهان ، جشن می گیرند  و از آن  بعنوان  روز خوب  و  فر خنده یاد می كنند، روز هشتم مارس يا هجدهم اسفند است.   
در يک چنين روزی  يعنی  روز ۸ مارس ۱۸۷۵  زنان كارگر كارخانجات نساجی در شهر نیویورك برای بهبود شرایط كارشان  و در اعتراض به پایین بودن سطح دستمزد شان ، دست به تظاهرات زدند. این حركت به درگیری  قهر آمیز با  پلیس آمريکا  انجامید  و پلیس بطور وحشیانه به تطاهرات  حمله کرد  و آنرا سركوب نمود. عده ای  از زنان  تظاهر كننده  زخمی  و دستگیر شدند. اين مسئله باعث شد که  زنان کارگر ديگر هم  کم کم به حقوق انسانی خود آگاهی پيدا کنند .  و سعی کنند که راه  آنها  را ادامه بدهند . حركت اعتراضی هر سال به  حالت آشكار و یا مخفی در کارخانه های مختلف  ادامه پیدا کرد.  روز  ۸  مارس ۱۹۰۷ مجددا  زنان  نساج آمریكا  با خواست ۱۰ ساعت كار روزانه  دست  به  تظاهرات  می زنند  كه این بار هم  تظاهرات آنها با سركوب پلیس روبرو می گردد و به دستگیری بسیاری از زنان منجر می شود. در این تظاهرات عده ی زیادی از مردان كارگر و زنان طبقات دیگر جامعه  نیز شركت می كنند. در سال  ۱۹۰۸  حزب سوسیالیست آمریكا به تشكیل كمیته ملی زنان برای  كمپین  حق  رأی  زنان  در انتخابات اقدام می كند و در مارس همان سال كارگران زن بافنده سوزنی با خواست ممنوع  كردن  كار برای  كودكان و كسب حق رأی زنان درنیویورك تظاهرات می كنند.  رویدادهای ۸ مارس همان سال سبب گردید كه در سال بعد یعنی سال ۱۹۰۹ این روز بعنوان نخستین روز ملی زنان در آمریكا  تثبیت شود.
این روز كم كم به روز مخالفت زنان كارگر  با  دولت  و كارفرمایان سرمایه دار ،  برای بهبود شرایط كار و کسب  حقوق اجتماعی  برای كل زنان  در سراسر دنیای صنعتی ،  تبدیل می گردد.
در  کنگره ی   بین المللی سوسیالیستها  كه در  سال ۱۹۱۰ در كپنهاگ  دانمارك  برگزار گردید ،
" كلارا  زتكین "  زن سوسیالیست  از حزب سوسیال دموكرات آلمان ۸ مارس را بعنوان روز جهانی مبارزه زنان پیشنهاد می كند.  کنگره این پیشنهاد را تصویب میكند.   یك میلیون زن سوسیالیست و كارگر و دیگر اقشار اجتماعی همراه مردان  خواهان حقوق سیاسی ـ اجتماعی برابر برای همه زنان و مردان شدند . آنها  در ۸ مارس  سا ل ۱۹۱۱ در كشورهای آلمان ،  دانمارك ، سویس  و استرا لیا  تظاهراتی بر پا می کنند .  و با  جشن  و سخنرانی  ، خواهان  حق رأی ، حق كار و آموزش حرفه ای برای زنان شدند. در همین سال  در روسیه و چین هم  تظاهراتی به مناسبت ۸ مارس بر گزار شد   در مدتی كمتر از یك هفته از ۸ مارس  در آتش سوزی  " تریانكل"  در شهر نیویورك  به خاطر  نبود دستگاههای امنیتی  و  بدی  شرایط  كار، ۱۴۹ زن  كارگر جان باختند.  همين موضوع باعث شد که  تظاهرات ۸ مارس سال بعد  به طور وسیعی در سراسر دنیای  متمدن برگزار شود  و بدی شرايط کار، مورد اعتراض  قرار گيرد  و محكوم گردد.
با شروع  جنگ جهانی اول ، ميليونها مرد به جبهه ها گسيل شدند .  زنان سوسیالیست در این سالها تظاهرات ۸  مارس را بر علیه جنگ   و كشتار  و خرابی ناشی از آ ن برگزار کردند.
در ۸  مارس ۱۹۱۷ در روسیه زنان علیه افزایش قیمت ها، تعطیلی كارخانجات و اخراج  كارگران دست به تظاهرات زدند. این تظاهرات در رویداد انقلاب فوریه همان سال  در روسیه  تأثیر  زیادی داشت.
در سالهای بعد از جنگ جهانی دوم تا اوایل دهه ۶۰ روز جهانی زن  جلوه  چندانی  نداشت .  چون  زنان توانسته بودند  به  مقدار زيادی از خواستهای خود دست يابند.  با  رشد جنبش زنان در دهه ۶۰ این روز هم بار دیگر اهمیت یافت.  سال ۱۹۷۵ از طرف سازمان ملل متحد ، سال بین المللی  زنان اعلام  شد  و دو سال  بعدتر یعنی سال ۱۹۷۷ یونسكو ۸ مارس را  به عنوان  روز جهانی زن،  به رسمیت شناخت. از آن روز به بعد ، در چنين روزی مردان به زنان گل  يا هديه تقديم می کنند  و بدينوسيله از مبارزات انسانی  زنان  قدردانی می کنند. 
اکنون در مجلس سوئد ۱۶۵ نفر از نمايندگان ، يعنی  بيش از ۴۷  درصد آنها ،  زن هستند.
در  سالهای  اخیر با  توجه  به شرایط  نا بسامانی  كه  برای  زنان در سراسر جهان و بویژه  برای زنان كارگر در كشورهايی  با حكومت دینی ، ایجاد شده است،  روز جهانی زن  می رود  تا  همان جایگاه اولیه خود ،  كه دفاع  از  شرایط بهتر كاری  و حقوق اجتماعی زنان می باشد را بدست آورد.
زنان ایران در تظاهرات  و گردهمایی هایی  كه  در ۸ مارس ۲۰۰۳ در تهران و سایر شهرهای ایران برگزار كردند،  ضمن مطرح كردن  دیگر درخواستهای انسانی  و اجتماعی خود،  خواستار گنجاندن  روز ۸  مارس در تقویم  رسمی جمهوری اسلامی ایران ،  بعنوان روز جهانی زن شدند.

سرود عشق و عدالت به مناسبت روز زن:


At Least Two Prisoners Hanged in Yazd, Iran

Friday, 22 February 2013

HRANA News Agency – Two prisoners convicted of drug trafficking were hanged in
Yazd’s Central Prison.
According to a report by Human Rights Activists News Agency (HRANA), Jokar Javid and Gholam Alizadeh, two citizens from Dehdash, convicted of drug trafficking were hanged in Yazd’s central prison, yesterday.
Iranian state media did not reported these executions yet. So, there may be more
executions and no exact information about them.
Javid Jokar, has four more brothers on death row and they will be executed soon.
کمیته گزارشگران حقوق بشر- به گزارش منابع خبری، سید حمید صدر قبادی، از کارمندان یکی از بخش های زندان اوین، روز شنبه پنجم اسفند ماه در تهران بازداشت شد.
بر اساس گزارش مذکور، سید حمید صدر قبادی، روز شنبه پنجم اسفند ماه ۹۱ هنگام خروج از محل کار، توسط ماموران امنیتی دستگیر شد.
ماموران امنیتی پس از بازداشت آقای قبادی، منزل وی را مورد تفتیش و بازرسی قرار داده و ضمن برخورد اهانت آمیز با خانواده، وسایل شخصی وی، از جمله کامپیوتر، دوربین، برخی کتب و جزوات موجود را ضبط کردند.
تا لحظه تنظیم خبر، هنوز از دلیل دستگیری، محل نگهداری و وضعیت آقای صدر قبادی گزارشی منتشر نشده است.
بر اساس گزارش ها، نامبرده چندی نیز در بخش ثبت مشخصات متهمان و بازداشت شدگان جدید الورود به زندان مشغول به کار بود.
کمیته گزارشگران حقوق بشر: عدنان حسن‌پور، روزنامه نگار کرد ، با سپری کردن هفت سال زندان قدیمی‌ترین زندانی میان روزنامه نگاران است. او که دوره محکومیت خود را در زندان سنندج سپری می‌کند، تاکنون حتی یک ساعت از حق قانونی مرخصی برخوردار نبوده است.
لیلی حسن پور، خواهر این روزنامه نگار زندانی در گفتگو با کمیته گزارشگران حقوق بشر، با تاکید بر روحیه‌ی بالای برادر خود، به شرایط جسمانی نامساعد او اشاره کرده و گفت :«عدنان روحیه‌ی بالایی دارد اما از نظر جسمی به دلیل هفت سال حبس بدون مرخصی و عدم رسیدگی مناسب در زندان بسیار ضعیف شده است

top