Translation : P2E

We ask anyone who cares about Human Rights, to read the heart breaking letter written by Saeed Masouri, describing the harrowing conditions at Rajai Shar Prison.We ask that you read his account and inform the world of the Human Rights violations and atrocities taking place behind the prison walls in Iran’s notorious prisons; for remaining silent is turning our back on humanity, common decency and the dignity for life.

Dr. Saeed Masouri, a prisoner in ward 10, cell 4 of Rajai Shahr “Gohardasht” prison located in Karaj, was arrested December 2000 in Dezful (southwestern Iran). He was sentenced to death by the Preliminary and Appeals courts for association with the PMOI. His sentence was eventually changed to life in prison. He was transferred to Rajai Shahr several years ago. In ten years of detention to date, Masouri spent a total of three years in solitary confinement in Dezful and Tehran. He is detained under hard conditions and has experienced horrible psychological and physical tortures.

HRDAI has obtained a letter written by Saeed Masouri from inside prison:

Although life may go on naturally outside prison, people, even the ones who live in Karaj, would not believe what infernal and humanitarian tragedies take place a few meters away behind the walls of the prison they pass by; almost similar to the situation of the people who lived near Auchwitz and Dachau [concentration camps] and did not realize what was taking place inside.

I would like to paint for you a picture of Rajai Shahr prison. The vicinity may seem large to the citizens of Karaj, but in reality it is very small due to over crowdedness. The prison seems like it is part of a different world. It resembles an inferno described in fiction movies. It is filled with fire, smoke, withered and burned faces, and naked and sweaty bodies marked with red bumps from lice bites. Pieces of torn pants are used as belts. Prisoners have bare and dirty feet. Their clothes are worn inside out as a result of lice infection. In this enclosed and hot place, the air is polluted and filthy as a result of rotted garbage, flooded toilets, dried up vomit from food poisoning incidents, the lingering of mucus from infected chests, and the odour of bodies that rarely get cleaned. This place is overpowered by the smell of urine caused by prisoners who are no longer able to control themselves. Screams of agony from prisoners in line to use the washroom or shower pierce through this place.

Malnourished faces hide behind heavy beards and disheveled hair. Irritating coughs are the result of pulmonary problems caused by an enclosed polluted space. The disproportioned bodies of prisoners bring to mind images of starved children in Africa. There are masses of prisoners who lie in the middle of hallways either because they have fallen into a death-like sleep or they are half conscious from heat-stroke and do nothing but stare at the wall with eyes that lack spirit and shine. Then there are the prisoners who squat and lean against the wall and take off their clothes to inspect for lice. People pass by and bump into them like they are not even there.

There is also a large group of prisoners who are unable to walk in this overcrowded place. They stand alone or in groups of two and either watch others or play with wounds caused by self-inflicted injuries on their wrists and necks. They have towels to dry up the sweat on their face and masks to cover their nose and mouth so the pollution and stink could be tolerated. Vulgar and deafening insults are shouted from the loudspeakers that ask prisoners to be silent and to respect the lineups formed for accessing the washroom and showers.

Rajai Shar prison has a maximum capacity of 90 prisoners, but it currently holds 1,100 detainees. There is only one shower for every 250 prisoners, one soap dispenser for every 500, and one bathroom for every 170 (the toilets are often clogged and overflooded). Every five people have one square meter of space (that is why the hallways and stairs are used), and every five or six people share one blanket to sleep. Prisoners are forced to be outside in the scorching heat every day from 7:00am to 7:00pm, because there is absolutely no space. Even in the yard, there is rarely any spot to stand. When food is served to many on a piece of newspaper, then it is no wonder that there is no room to sit and eat. The conditions have even frustrated prison guards because they are no longer available to keep count of all the prisoners and they are also exposed to the diseases.

It is strange that the Iranian state TV constantly talks of human dignity, a human being’s place in the world, and global management, but does not talk about the conditions inside Rajai Shahr prison. Discussing the hygiene in the prison is linked to national security, so not talking truthfully about prison conditions is equivalent to acting against national security and spreading lies.

When 22 year old Reza Joushan, who was arrested in post-election protests, stood against prison conditions, he was immediately transferred to solitary confinement. I do not expect a better reaction. The situation in Rajai Shar (and of course other prisons) is too tragic to be solved through solitary confinement. There is a reason why it is like an inferno for prisoners inside Iran’s Guantanamo Bay and Abu Ghuraib. Prisoners hope for death by execution because it is an easier and more attainable way to rid the pain.

گزارشی از زندان رجائی شهر به هر آنکس که گوش شنوایی دارد(زندانی سیاسی سعید ماسوری)

اگر چه ممکن است در خارج از زندان زندگی‌ به ظاهر در جریان باشد ولی‌ قطعاً در همین کرج کسی‌ نمی‌تواند باور کند که چند متر آنطرفتر یعنی‌ پشت دیوار زندانی که از کنار آن عبور می‌کند چه جهنّم و فاجعه انسانی‌ در حال وقوع است،همانطور که خیلی‌ها در اطراف اردوگاههای داخو و آشویتس هم در حال زندگی‌ بودند و شاید به درستی‌ نمی‌‌دانستند درداخل آن چه می‌گذرد.

میخواهم تنها در یک پلانشمایی از زندان رجائی شهر که نزد اهالی کرج بسیار بزرگ مینماید ولی‌ در واقع به دلیل ازدحام جمعیت بسیار کوچک است را به تصویر بکشم . اینجا گویی که دنیایی دیگر است ،چیزی شبیه جهنّم در فیلمهای تخیلی‌،آکنده ازآتش و دود و چهرههای سیاه سوخته و ژولیده ، بدنهأی لخت و عرق کرده و سراسر قرمز و آبله ای‌ بر اثر زخم نیش شپش ، شلوار هایی با لنگ پاره شده آن که به عنوان کمربند استفاده شده ، پاهای برهنه و کثیف لباسهای پشت و رو پوشیده شده به خاطر شپش،دمپایی های پاره و لنگه به لنگه، هوای کثیف و آلوده، بوی زباله‌های متعفن شده، گندا ب توالت های سر ریز شده، استفراغ‌های خشک ناشی‌ از مسمومیت‌ها ،خلتهای سینه عفونی‌ شده که همهٔ محوطه را فراگرفته،بوی عرق بدن هایی که در این فضای بسته و گرم و آلوده به ندرت امکان حمام کردن می‌‌یابند...همه و همه با بوی زخم ادرار افرادی که نمیتوانند خود را کنترل کنند به اوج می‌‌رسد و این همه با فریاد و همهمهٔ سرسام آور زندانیانی که با بطری‌های پلاستیکی سیاه شده به عنوان لیوان چای در صفهای انبوه،دوصف ایستاده و یا پشت سر هم درصفهای چند ردیفه و فشرده در نوبت توالت و حمام و غیره صف کشیده‌اند ، رخ میدهد .

چهره‌های تکیده شده ناشی‌ از سو تغذیه ولی‌ پنهان در پشت انبوه ریش و موهای ژولیده ، سرفه‌های دلخراش ناشی‌ از مشکلات ریوی به خاطر فضای بسته آلوده، بدنهای غیر متعارف که کودکان قحطی زده آفریقا را تداعی می‌‌کند ، انبوه زندانیان ولو شده در وسط راهروها که یا به خوابی‌ مرگ مانند فرو رفته اند و یا به شکل گرما زده شده وارفته و با چشمانی بی‌ روح به نقطه ایی از دیوار و سقف خیره مانده و یا چمباتمه به دیوار تکیه داده، لخت شده، شپشها را در درز لباس‌هایشان می‌‌جویند که در حین عبور انبوه نفرات به آنها میخورند ، تقریبا عادت کرده اند.

انبوهی دیگر که تنها به خاطر اینکه امکان قدم زدن در این ازدحام را نمی‌‌یابند تنها و یا دو نفره ایستاده دیگران را تماشا میکنند و یا با بخیه‌های روی مچ و یا گردنشان که ناشی‌ از خود زنی‌ است بازی میکنند و عموما هم تکه پارچه یا حوله ای‌در دست دارند که هم برای خشک کردن عرق سرو صورت هر چند دقیقه به سرو صورت می‌‌کشند و هم به عنوان ماسکی جلوی دماغ و دهنشان می‌‌گیرند تا بوی گند و آلودگی هوا را به میزانی‌کنترل و تحمل کنند و باهمه اینها در هیاهوی کرکننده بلندگو و یا فریادها یی‌با فحش‌های رکیک دیگران را به سکوت و رعایت نوبت توالت و حمام و غیره دعوت می‌کند همراه است واین همه را وقتی‌ میتوانیم بفهمیم که بدانیم در جائی‌ که حد اکثر ۹۰ نفر گنجایش استاندارد آن است ، ۱۱۰۰ نفر محبوس است، برای هر ۲۵۰ نفر ۱ حمام ، هر ۵۰۰ نفر یک شیر صابون یا مایع دستشویی هر ۱۷۰ نفر یک توالت ( آن هم اغلب پر و سر ریز کرده است) هر ۵ نفر یک متر مربع جا(به همین خاطر از فضای راهرو و راه پله‌ها هم استفاده میشود) و هر ۵ یا ۶ نفر روی ۱ پتو می‌خوابند و مجبورند از ۷ صبح تا ۷ شب هم بیرون از سلولها و در محوطه هواخوری و جلوی آفتاب باشند چون در سلولها و زیر سقف مطلقاً جا نمی‌‌شوند، حتی در محوطه هواخوری هم به ندرت جائی‌ برای ایستادن گیر می‌‌آید و وقتی‌ غذا برای خیلی‌ها تنها روی تکه ایی روزنامه ریخته میشود به جز داخل هواخوری جائی‌ برای نشستن و خوردن آن نمی‌‌یابند و این اوضاع حتی زندانبانان را هم به سطوح آورده چون حتی امکان شمارش و آمارگیری را هم در این ازدحام جمعیت نمی‌‌یابند و خود نیز درمعرض انواع بیماری هایند...

و عجب اینکه تلویزیون از بوق سگ‌ تا پاسی از شب از کرامت انسانی‌، جایگاه انسان و حتی مدیریت جهانی‌ صحبت می‌کند ولی‌ از این اوضاع سخنی به میان نمی اید چرا که صحبت از بهداشت و حمام و توالت با امنیت ملی‌ گره خورده و طرح آن جرمی‌ در ردیف اقدام علیه امنیت و نشر اکاذیب است و اگر کسی‌ هم مثل رضا جوشن جوان ۲۲ ساله ایی که در وقایع انتخابات دستگیر شد به این وضع اعتراض و آنرا بیان کند بلافاصله به سلول انفرادی منتقل می‌‌شود، البته من هم انتظاری غیر از این ندارم ولی‌ اوضاع رجائی شهر ( و البته بقیه زندانها) بسیار اسفناکتر از آن است که سلول انفرادی راه حل آن باشد و بیخود نیست که برای زندانیان در ایران گوانتانامو و ابوغریب رویایی است دست نیافتنی و امید اعدام شدن راه خلاصی سهل الوصول ترو بسیار متداول تر است و دست یافتنی تر ....
سعید ماسوری
زندان رجائی شهر
مرداد 1389

گزارش فوق را به سازمانهای زیر ارسال گردید:

کمیساریای عالی حقوق بشر

کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا

سازمان عفو بین الملل


Post a Comment